خانه / زندگی نامه / وصیت نامه

وصیت نامه

وصیت نامه بانو امین

DiniST (11)

پس چون حديثي هست که: (من مات بلا وصيه مات ميتة جاهلية) دوست داشتم که اين کتاب (اربعين الهاشميه) را به وصيت خود خاتمه دهم زيرا ختام مشکي است بويا، پس در وصيت شروع مي نمايم به آنچه پيامبر گرامي (صلي الله عليه و آله) به ما آموخت در روايتي که در تهذيب از حضرت صادق (عليه السلام) که فرمودند پيامبر خدا فرمودند:

(من لم يحسن وصيته عند الموت کان نقصاً في مروته و عقله. قيل يا رسول الله (صلي الله عليه و آله وسلم)،

و کيف يوصي الميت قال :

(اللهم فاطر السموات والارض، عالم الغيب والشهادة، الرحمن الرحيم، اللهم اني اعهد اليک في دار الدنيا، اني اشهد ان لا اله الا انت وحدک لا شريک لک و ان محمداً عبدک و رسولک، وان الجنة حق و النار حق و ان البعث و الحساب حق و العدل و القدر و الميزان حق و ان القرآن حق و ان القرآن کما انزلت و انک انت الله الحق المبين. جزي الله محمداً (صلي الله عليه و آله)، خير الجزاء، وحي الله محمداً و آل محمد بالسلام. اللهم يا عدتي عند کربتي، و يا صاحبي عند شدتي، و يا وليي في نعمتي الهي و اله آبائي لاتکلني الي نفسي طرفة عين. فانک ان تکلني الي نفسي کنت اقرب من الشر و ابعد من الخير، و آنس لي في القبر وحشتي و اجعل لي عهداً يوم القاک منشوراً. ثم يوصي يحاجته و تصديق هذه الوصيه في القرآن في السوره التي تذکر فيها مريم (عليها السلام) في قوله عزوجل: (لا يملکون لشفاعة الا من اتخذ عند الرحمن عهداً) فهذا عهد الميت؛ و الوصية حق، علي کل مسلم ان يحفظ هذه الوصية و يعلمها و قال امير المؤمنين (عليه السلام) علمينها رسول الله (صلي الله عليه و آله وسلم)؛ و قال رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) علمينها جبرئيل (عليه السلام).

پس همچنين من (مؤلف) به همه خواهران و برادران خود از مؤمنين و مسلمين وصيت مي نمايم به آنچه معتقدم از اموري که موجب سعادت و رستگاري و کمال و نجات است و از خداي تعالي و پرودگار يکتا مي خواهم که مرا و تمام مؤمنين و مؤمنات را براي رسيدن به آن موفق گرداند.

شما را سفارش مي نمايم به پرهيزگاري البته آن طوري که شايسته پرهيزگاري است و توجه به خداي سبحان با تمام همت و توانايي و اينکه هرگز و در هيچ حال چه در حال آسايش و تندرستي و چه در حال سختي و مرض و چه در نعمت و يا تنگدستي و عافيت يا آفت زدگي و فقر و يا بي نيازي از او لحظه اي غفلت ننمائيد و با قلب و زبان هميشه به ياد او باشيد و اوامر و نواهي او را ترک ننمائيد چنان که امام صادق (عليه السلام) براي ابو عبيدة خزاعي در ضمن سخنان خود فرمودند:

(هميشه به ياد خدا باش ولي نه اين که مقصودم کلمه سبحان الله و الحمد الله و لا اله الا الله و الله اکبر باشد اگر چه آن هم ذکر خدا است لکن مقصود من آن است که وقتي با حلال و حرام مواجه شدي خدا را فراموش مکن اگر طاعت است به جاي آر و اگر معصيت است از آن دوري گزين) و اين آيه را از قرآن کريم که مي فرمايد:
(رجال لاتلهيهم تجارة و لابيع عن ذکر الله و اقام الصلوة وايتاء الزکاة يخافون يوماً تتقلب فيه القلوب والابصار ليجزيهم الله احسن ما عملوا و يزيدهم من فضله)

فراموش مکن زيرا تنها پرهيزکارانند که اعمالشان مورد پسند باري تعالي واقع مي شود چنان که فرموده است: (انما يتقبل الله من المتقين). و به پرهيزکاري است که نفس انسان تکامل مي پذيرد و به مرتبه عبوديت که همان ربوبيت است واصل مي گردد، و نيز به صفت تقوي است که براي متقي علم و آگاهي به دست مي آيد چنان که حق تعالي فرموده است: (و اتقوا الله و يعلمکم الله).

ومعلوم است که دانشي که به وسيله تقوي حاصل مي گردد، غير از علمي است که به وسيله تعلم و اکتساب از ادلّه نظري به دست مي آيد زيرا دانشي که به کسب و نظر حاصل مي شود علم رسمي است و نور و ضيائي از آن حاصل نمي شود چنان که شيخ بهايي (قده)گفته است:

علم رسمي سر بسر قيل است و قال نه از او کيفيتي حاصل نه حال

اما علم و دانشي که از تقوي پديد مي آيد نوري است که مي تابد در قلب بنده اي که خدا مي خواهد.

سپس شما را به تحصيل معرفت و شناسايي و محبت و اميدواري ملاقات خداي سبحان سفارش مي نمايم زيرا هيچ کس به سعادت و رستگاري فائز نمي شود جز به شناسايي و محبت باري تعالي و بدانيد که (خدا ناشناس) بي قدر است و اعتنايي به اعمالش نيست اگر چه اعمال ثقلين را انجام دهد چنان که بسياري از اخبار گوياي آن است پس براي به دست آوردن تقوي و تحصيل معارف الهي و راه رضاي او بکوشيد و جديت نماييد: (و استقم کما امرت) و بدانيد که: (ان المتقين في مقام امين) (في مقعد صدق عند مليک مقتدر)

و به خداي تعالي و فرستادگان و خلفاء او (عليهم السلام) بگرويد: (فمن يؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقي لا انفصام لها) و عمل نيک انجام دهيد و بدانيد که خداي عز و جلّ (لا أضيع عمل عامل منکم من ذکر او انثي) و اعمالتان را براي خدا خالص سازيد و از آن به فکر اجر و پاداشي نباشيد و آن را وسيله رسيدن به لقاء الله قرار دهيد چنان که فرموده است:
(فمن کان يرجو لقاء ربه فليعمل عملاً صالحاً و لايشرک بعبادة ربه احداً)

در تمام امور بر خداي تعالي توکل داشته باش زيرا کسي که به خدا توکل نمايد خدا او را کفايت مي کند و به قضاء و قدر الهي راضي باش و در برابر اوامر او تسليم باش و بدان که مرتبه رضا و تسليم از مراتب بزرگي است و کسي که به آن پيوندد البته رستگار خواهد بود و در بلا و مصائب صبر نما که: (انما يوفي الصابرون اجرهم بغير حساب) و در همه دستورها از رسول خدا پيروي نما و بدان که راه شناخت خدا و کسب رضايت او منحصر است در پيروي از فرستاده او (صلي الله عليه و آله) و محبت نزديکان و يارانش و ولايت آنها را تحصيل نما که رشته محکمي است و ريسماني است متين و کشتي نجات است و کسي که به آن توسل نمايد نجات مي يابد و کسي که از آنها منقطع شود ناخود آگاه هلاک مي گردد و بدان که طيّ نمودن راه خدا مگر به هدايت اين پيشوايان حقيقت ممکن نيست بلکه منحصر به ولايت و محبت آنها است چنان که از خود آنها (عليهم السلام) رسيده است:
(بنا عرف الله و بنا عبد الله لولانا ما عرف الله)

و پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله) در حديثي مشهور فرمودند:
(و ما نودي بشيءکما نودي بالولايه)

و از آنچه حرام شده است و از مکروهات حتي از مشتبهات اجتناب کن زيرا ارتکاب حرام راه خدا را نسبت به تو مسدود مي سازد و شما را از خداي سبحان دور مي دارد و انجام مکروهات و مشتبهات شما را در محرمات واقع مي سازد چنان که به طور ناخود آگاه هلاک خواهيد شد که: (من اجتنب الشبهات نجي من المحرمات) و خود را در انجام واجبات بلکه مستبحات و نواميس الهي و اعمال صالح به زحمت بينداز و کوشش نما در مراعات شرايط صحت آنها و مراعات شرايط قبول آنها آن طوري که صلاحيت محضر مولا جلّ شأنه را داشته باشد و مورد نظر او واقع گردد و با خود در مخالفت تمايلات نفس و تطهير آن از اخلاق ناپسند و متصف نمودن آن به صفات حميده مجاهده کن و از غفلت و بطالت بر حذر باش و هر صبح و شام نفس خويش را تحت محاسبه قرار ده و در هر عمل که از آن صادر مي شود مراقب باش که مبادا لحظه اي از طاعت خدا تخطي نمايد و جان و مال و تمام نيروي خود را در راه رضاي خداي تعالي مصروف دار و خودت وصي خويش باش و آنچه را که ميل داري در مالت انجام شود خودت انجام بده چنان که حضرت امير المؤمنين (عليه السلام) فرمودند:

(يا ابن آدم! کن وصيّ نفسک و اعمل في مالک ما تؤثر ان يعمل فيه من بعدک)

و براي فرزند خود امام حسن (عليه السلام) فرمودند:

(يا بني لاتخلفن وراءک شيئاً من الدنيا، فانک تخلفه لاحد رجلين: اما رجل عمل فيه بطاعه الله فسعد بما شقيت به، و اما رجل عمل فيه بمعصيه الله فشقي بما جمعت له فکنت عوناً له علي معصية الله و ليس احد هذين حقيقاً ان تؤثره علي نفسک و تحمل له علي وزرک)

و نيز فرمودند: (سود هر کسي از مال دنيا همان است که براي آخرت خود صرف مي نمايد.)

و در اصلاح امور مسلمين و مؤمنين جد و جهد نما که در کافي روايت شده است: حضرت صادق (عليه السلام) از قول پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله) فرمودند: (کسي که صبح کند و به فکر امور مسلمانان نباشد از مسلمانان به حساب نمي آيد)

و همچنين اخبار بسيار ديگر.

و احسان نما بر افراد نوع خود و ديگر مخلوقات خداي سبحان و نسبت به افراد پير مانند فرزند و نسبت به جوانان مانند برادر و براي اطفال مانند پدر باش و آنچه براي خويش دوست مي داري براي ايشان روا بدار و آنچه براي خود نمي پسندي براي آنها خوش مدار و حقوق هر صاحب حقي از آنها را ادا نما و با همه آنها بلکه با دشمنان خود نيز مهرباني کن و هر چه ممکن است عيوب و لغزش آنها را مستور بدار و از محبت دنيا بپرهيز زيرا (حب الدنيا رأس کل خطيئه)بيش از همه چيز از نفس امّاره خطاکار غافل و ساهي لاهي که فقط متوجه شهوات و تزئينات طبيعت است برحذر باش که بالاترين دشمنان تو است همان طور که اخبار بيانگر آن است و بترس از اينکه به اميد فردا مغرور شوي و مگذار که آرزوهاي اين حيات حسي که خدا آن را و دوست دارانش را مذمت فرموده آنجا که در سوره يونس (عليه السلام) فرموده است: (ان الذين لا يرجون لقاءنا و رضوا بالحياة الدنيا و اطمأنوا بها و الذين هم عن اياتنا غافلون اولئک مأويهم النار بما کانوا يکسبون)

و خود را در شکستن شهوات نفساني به زحمت بينداز بدين گونه که با مورد تمايل نفس خويش از لذائذ نفساني مخصوصاً پر خوري مخالفت نما تا از بندگي نفس اماره و شياطين مکاره آزاد شوي زيرا پر خوري هوش و ذکاوت را به تيرگي مي کشاند و پري معده قساوت قلب مي آورد و بيشتر کساني که در اين دنيا سير تر بوده اند در قيامت گرسنگي آنها طولاني تر مي شود چنان که اخبار بسيار گوياي اين مطلب است.

و بدان که هيچ کس به مقام موحدين و متوکلين و صالحين و متقين نمي رسد جز بعد از رياضت هاي دشوار و کوشش هاي بسيار از تهذيب اخلاق و پاک سازي نفس از رذائل و آراستگي به صفات فضايل و واگذاشتن رسوم و عادات و فارق داشتن قلب را از اغيار و مداوت بر ذکر خداي واحد قهار و مراقبت بر آن زيرا بوسيله اينها نفس انسان مستعد افاضه نور معرفت و يقين مي گردد و از حضيض ناسوت به اعلي عليين عروج مي نمايد و در تحصيل بي نيازي ابدي به توسط اين بدن تا آنجا که ممکن است کوشش نما قبل از اين که زمان فناء و فساد آن فرا رسد و بترس از اين که نفس تو در زندان طبيعت محبوس گردد و در ديار غرور و فريب ماندني شود و از افرادي گردد که خواهند گفت: (رب ارجعون لعلي اعمل صالحاً فيما ترکت)و جواب شنوند:

(کلا انها کلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الي يوم يبعثون)

سپس از شما بردران مؤمن مي خواهم که براي من نزد پروردگار گواهي دهيد چنان که خداي سبحان را گواه گرفتم (کفي به شهيداً) و نيز تمام ملائکه و سکنه آسمان ها و حاملان عرش و کساني که برگزيده خدا هستند از انبياء و رسل گواه مي گيرم به اين که اقرار مي نمايم و به زبان و قلب و باطن بلکه به جميع اعضاء و جوارح شهادت مي دهم که لا اله الا الله و انه تعالي واحد احد صمد لم يتخذ صاحبة و لا ولدا و انه تعالي و تقدس عالم قادر حي مريد مدرک ازلي ابدي سرمدي، سميع بصير رحيم غفور منزه عن جميع نقائص الممکنات. و نيز شهادت مي دهم که جميع ملائکه و انبياء و رسل و کتب، حق و صدق اند و شهادت مي دهم که جدم محمد (صلي الله عليه و آله) عبد و پيامبر خدا و خاتم النبيين است و هر چه به او نازل شده است حق و صدق مي باشد و اين که او (ما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي)

و شهادت مي دهم که وصي بعد از او و خليفه بلا فصل او جدم اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب (عليهم السلام) است و اين که حسن و حسين و علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و الحسن بن علي و الحجه بن الحسن القائم المهدي (صلوات الله عليهم) امامان من هستند. و شهادت مي دهم که امام منتظر الحي که نبي اکرم (صلي الله عليه و آله) به ظهورش خبر داده است در اخبار زياد که از متواترات است و از طريق خاصه و عامه نقل شده است و به فرمايش او (صلي الله عليه و آله):

(ان المهدي من عترتي من اهل بيتي يخرج في آخر الزمان تنزل له السماء قطرها و تخرج له الارض بذرها فيملأ الارض عدلا و قسطاً کما ملأها القوم ظلماً و جوراً)

همان حجت بن الحسن قائم است که روح و جانم فداي او باد و خدا تعجيل در فرج او فرمايد و ظهور حضرتش را آسان گرداند.

و شهادت مي دهم که معاد يعني رستاخيز، حق است و صراط و ميزان حق و بهشت حق است و دوزخ حق و قرآن و تمام کتب آسماني نيز حق و همه اينها براي من به طور يقين و بصيرت ديني است و خدا را گواه مي گيرم و (کفي به شهيداً) که آن چه را از معارف حقه ياد آور شدم تقليد از ديگران نبوده بلکه به جهت پيروي از دين اسلام، پروردگار من به من الهام نموده است و به سوي آنها مرا هدايت کرده است و بدين وسيله سينه ام را بسط داده به طوري که قلبم به آنچه در اينجا گفتم يا نگفتم وسعت داد زيرا معاني ذوقي به رشته تحرير در نمي آيد و همين اندازه از بيان کافي است براي آنهايي که داراي بصيرت قلب باشند و همه اينها از تفضل پروردگار من است. (ليبلوني أأشکر ام أکفر و من شکر فإنما يشکر لنفسه و من کفر فإنه غني عن العالمين)

خدايا ثابت بدار مرا و جميع برادران و خواهران مؤمن مرا بر کلمه اخلاص (و هب لنا من لدنک رحمه وقنا عذاب النار) از تصنيف اين کتاب به کمک خداي وهاب در شب نهم ماه محرم در سال 1355 هجري قمري نبوي محمدي (صلي الله عليه و آله) که هزار بار درود و سلام و تحيت بر هاجر و آل او باد فراغت يافتم به حمد و سپاس پروردگار و من دختر مرحوم مبرور حاج سيد محمد علي امين التجار اصفهاني (طاب الله سراه) هستم و الحمدلله اولاً و آخراً و ظاهراً و باطناً.)

منابع:

مشکات الانوار، ص334تهذيب، ج9، ص174نور/37مائده/27بقره/282شوري/ 15 دخان/ 51 قمر/ 55آل عمران/ 195 کهف/110کافي، ج1، ص144کافي، ج2، ص11نهج البلاغه، ص254نهج البلاغه، حکمت416یونس/ 7 و 8 مؤمنون/99مؤمنون/ 100بحار الانوار، ج51، ص74نمل / 40 ترجمه اربعين الهاشميه، ص 587 تا 596

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*