خانه / خبر / متن سخنرانی حجت الاسلام زهرایی در سی و دومین سالگرد بانو امین(ره)
متن سخنرانی حجت الاسلام زهرایی در سی و دومین سالگرد بانو امین(ره)

متن سخنرانی حجت الاسلام زهرایی در سی و دومین سالگرد بانو امین(ره)

بسمه تعالی

مطالب علمی زیاد شنیدید که بزرگواران شما را به خیر رساندند. این جور مطلبی را کم می شنوید،

تا به بنده این طور فرمودند، عرض کردم ایشان با سکوت، یعنی 20 دقیقه سکوت. دیگر نه ایشان مطلبی فرمودند، به ظاهر، نه بنده. ولی این 20 دقیقه … این ضبطها که دیدید آماده انتقال می دهند چطور یک حرف از آنجا. 20 دقیقه ایشان مطلب را از آن طرف انتقال می داد، و در مدت عمر بنده آن 20 دقیقه را قبول دارم. بعد از 20 دقیقه با زبان ادامه همان فرمایشات قبلشون را فرمودند.

فرمودند: بله کسی که می خواهد به راه خدا برود، بنده خدا بشود، باید پیش کسانی که مردم را منحرف می کنند نرود. هم به خودت می گویم و هم به رفقای خود طلبه ها به آنها بگو در دام صوفی ها و دراویش و شیخی ها نیفتند. چون آن وقت خطرش بیشتر از الان بود. حالا باز یک دادگاه ویژه روحانیتی یه چیزی هست، ولی آن موقع هر چی از این چیزها پیدا می شد، دولت آن زمان یار و یاور هر انحرافی بود.

بی بی سفارش کردند مراقب باش در دام شیخی ها و صوفی ها و این هایی که به علما بد می گویند،

بشوی دفتر اگر هم دست مایی     که علم عشق در دفتر نباشد

آیا این علم عشق که اینها می گویند، در دفتر نباشد، آیا غیر از راه محمد و آل محمد است؟ که به کار ما نمی خورد. اگر علم عشق از راه آل عصمت و طهارت است که خوب باید از راه اهل بیت این اصول کافی این روایات که از راه عصمت و طهارت رسیده از این راه ها باید به جایی برسیم. راهی نداریم غیر از راه رسول الله و آل رسول الله. در دام بدگویان به علمای قرآن نیفتید.این نصیحت این بزرگوار بود. بعد سؤال فرمودند….

در واقع من دو ملاقات داشتم. یک ملاقات اول یک ساعت و خرده ای. یک سال طول کشید، نامه ی مفصلی نوشتم، از ایشان خواهش کردم که اگر مزاحم نیستم، بنده2 هفته ای 1هفته ای 1ماهی یک مرتبه خدمت برسم. حدود 60 صفحه آن نامه بود. ایشان هم با چند سطر جواب نامه 60 صفحه ای بنده را دادند. آدرس دادند مدرسه صدر اصفهان حجره یکی از برادرهایمان که به رحمت خدا رفتند.

فرمودند من نه که ناراحت نیستم خوشحال هم هستم اگر کسی بخواهد در راه خدا قدم بزند من اگر کاری از دستم بیاد کمکش کنم. خلاصه در ملاقات اول ایشان سؤال فرمودند اساتید تو کیست؟

خواهران، درست دقت کنید اگر شاگرد هستید یا استاد اینها خیلی به کار شما می خورد. فرمودند اساتید شما کیست در قم؟ گفتم بی بی من رفتم خدمت عمه ام عرض کردم من یک طلبه ضعیف وارد قم شده ام خودم را به شما سپردم اگر منحرف شدم فردای قیامت جلوی جده ات زهرا را می گیرم می گویم من خودم را به دخترت معصومه سپردم من را رها کرد. این را که عرض کردم دو تا استاد خدا برای من ، می خواستم دو جلد لمعه را بخوانم یکی آیت الله صلواتی که الان در حرم صبح ها نماز می خوانند. این بزرگوار اگر می خواستند طلبه ها را نصیحت بکنند اول خودش اشک می ریخت بعد نصیحت می فرمود. مثلا اگر می خواست در ایام سرور اهل بیت یک مطلبی بفرمایدکه طلبه ها .. اول خودش یک لبخند ملیحی می زدند که به طلبه ها یاد بدهند ای طلبه القهقهه من الشیطان. طلبه نباید بلکه هیچ مؤمنی نباید قهقهه کند آل عصمت و طهارت تبسم می فرمودند. ایشان یک لبخند خاصی که با لبخندش به ما یاد بدهد در ایام سرور هم قهقهه ممنوع. متانت خودتان را نباید از دست بدهید.

اما استاد دوم که خیلی به کار شما می خورد آیت الله آشیخ یحیی انصاری شیرازی حدود دو ماه پیش به رحمت خدا رفتند. ما رفتیم درس ایشان. تا درس تمام شد خواهرا ایشان پرید دم در حسینیه تند تند کفش طلبه ها را جفت می کرد، ما ناراحت شدیم آقا این چه کاریست؟ فرمود شما خبر ندارید که اگر درس خواندنتان برای خدا باشد، برای خدا آمدید درس بخوانید ملائکه بالشان را زیر پای شما از خروج از منزل پهن می کنند تا محل درس. من کفش شما را جفت می کنم چیزی نیست. طلبه ها ناراحت شدند. ایشان فرمود هرکسی ناراحت است من کفشش را جفت کنم درس نیاد.

خوب این به ما یاد داد اگر درس می خوانیم کبر و غرور نداشته باشیم. استاد نباید به شاگردش غرور ببخشد.

منیت را باید همه دور بریزند. استاد باید با تمام وجودش به شاگرد چیز یاد بدهد، نه تنها درس مبتدا و خبر بلکه با تمام وجودش استاد درس یاد بدهد به شاگرد، تواضع فروتنی خوش اخلاقی کبر و غرور نداشتن . باید این چیزها در وجود استاد باشد. شاگرد نگاه می کند یاد بگیرد آینده اسلام باشد. این وجود مبارک ایشان که خداوند برکاتش را نازل بفرماید. دو ماه پیش به رحمت خداوند رفتند.

من برای بانو عرض کردم بی بی این دو تا استادم اینها بودند ایشان دعا کردند.

بسیار خوب این درس لمعه ات. آیا درس اخلاق هم پیش کسی می روی؟ عرض کردم بی بی جان غیر از این که خدمت شما می رسیم یه آقایی هست شبهای جمعه به نام حاج آقا فاطمی قمی ایشان یک دعای توسل می خوانند بعد منیه المرید شهید می بره بالای منبر طلبه ها را نصیحت می کند. و اول خودش اشک می ریزد بعد به طلبه ها… عرض کردم بی بی چون ایشان به آیت الله نجفی خیلی علاقه داشت

عرض کردم بی بی یه وقت یه آقا سیدی غش کرد بردند بیرون بعد گفتیم که بود گفتند آیت الله نجفی بود پای منبر حاج آقا فاطمی غش کرد. ایشان باز دعا کردند.

من علمی خیلی بلد نیستم، می خواهم طوری حرف بزنم که هم در خودم اثر کند و هم در شما.

هم معاد بی بی را بخوانید و هم معاد بحار الانوار مرحوم مجلسی را بخوانید. روایاتی که درباره بهشت، انواع و اقسام درجات بهشت می شود اینها را بیان فرمود. خواهرا یک بهشتی هست یک بهشتی هست نه درش حور است نه درش عین. نه پرتقال است نه هیچ چیزی نیست هیچ، بهشت است ولی هیچ از این حرفها نیست.

خبر می دهند به شیعیان امام حسین(ع) می گویند امام حسین (ع) آنجاست. شیعیان آنجا می روند و فقط به امام حسین(ع) نگاه می کنند. صورتشون را این طرف و آن طرف هم نمی کنند. هیچ چیز نیست نه آبی نه پرتقالی نه هیچ نه وسیله ی پذیرایی تا حسین نشسته اینها هم نشسته اند. صدای حور و عین ها در می آید. ما منتظریم ما برای اینها خلق شده ایم. آقا امام حسین که بلند می شوند و می روند، اینها دلشان پر از غصه، تو بهشت که نباید غصه باشد. پر از غصه می شود. چرا حسین رفت؟ مرحوم حاج آقا حسین فاطمی(رض) اسمی هم از ایشان بیاوریم. ایشان می خواستند…

بابا کم شیعه ای هست کم کسی هست که محبت فاطمه تو دلش باشه برود جهنم. اگر هم رفت بیرونش می آورند ولی دست و پا بزنید بروید بهشتی که دائما با پیغمبر باشید بعضی ها بهشت اند ولی 1000 سال یک مرتبه رسول خدا را نمی بینند تو بهشتند بعضی 100 سال بعضی یک سال بعضی هم …

دعای ندبه می خوانیم، و شیعتک (اینطور بشوید) فرمود یا علی و شیعتک علی منابر من نور … ..؟؟؟

این طور می شوددور و بر پیغمبر باشید جیران رسول الله ؟؟؟؟

شاید خوشمزه تر از میوه هایی هست که ما در این عالم می خوریم حالا شما هم خواهران بزرگوار   بانوی امین علاقه مند به یک همچنین بانوی بزرگواری هستید. دست و پا بزنید من می خواهم امروز یک نصیحتی کنم اگر بانو بود والله همین نصیحت را به شما بکند. و این که ماه رجب گذشت بانو عین الرجبیون که بانو رجبی بود شعبانی بود رمضانی بود هرماه خدا با خدا بود. دو ماه از کفتون رفته یا نرفته نمی دونم خواهرا استفاده کردید نکردید نمی دونم ماه رمضان دارد می آید یک دست و پایی بزنید که آخر ماه رمضان هر که نگاه شما خانمها بکند بگوید شما عوض شدید و غیر از آن خانم قبل از ماه رمضانی بودید.

دست و پا بزنید گدایی کنید در هر باند و تشکیلاتی هستید تقوا، تقوا بندگان خدا این نصیحت بنده از طرف بانو به شما بود. بزرگواران،

این بی بی غیر از این حرف هایی هست که ما می زنیم به کسی از این عرفا و اینها علاقه مند نشدند. و ما خود بانو هم تا مدت ها بحث می کردیم. که بنده تسلیم باشم و ایشان هم از همین جهت خوشحال بود، مطالبی که ایشان می فرمود بنده تسلیم نمی شدم. این بی بی بزرگوارغیر از اینی هست که الان توی کتابهایش هست، و ما می شنویم خیلی بزرگتر از این حرفها بود نمی توانست خودش را نشان بدهد.

خواهران بزرگوار هرچه هستید درس خواندید حسد را از دلتان بیرون ببرید، بنده یک جایی گفتم که این بانوی بزرگوار با این 4 تصدیق اجتهاد علمی که داشت بنده از ایشان سؤال کردم بی بی تقلید از زن را جایز می دانید. قبل از این که سؤال کنم در آن دفعاتی که دو هفته دو هفته یک ماه یک ماه خدمت ایشان می رسیدم، این ولایت فقیه امام بزرگوار کتاب خطی قاچاق آمد ایران یکی ش را به بنده دادند، بنده مستقیم بردم خدمت ایشان مرحله بعد که از تقلید خانمها سؤال کردم ایشان فرمود به همین دلیل آن کتابی که شما به من دادی که ولایت فقیه هست تقلید از زن جایز نیست، زیرا اگر خانمی از همه مراجع اعلم شد. طبق این کتاب این بزرگوار باید ولی فقیه باشد خدا نخواسته که امورات اجرایی دست خانمها بیفتد، درس بخوانند، مدارج علمی بالا برود، اما اگر می خواست به حضرت زهرا می داد می فرمود یکی از امامها حضرت زهراست.

هیچ زنی را خدا نه پیغمبر قرار داد نه امام. لذا بی بی مخالف بودند جایز نمی دانستند تقلید زن را که آقایی از خانمی تقلید کند.

یک خانمی حسد برش داشت عصبانی بعد هم که چرا اگر ایشان هم

بابا عصبانیت ندارد تو درس بخوان همانطور که علما آرای مختلفی دارند قول یکدیگر را رد می کنند، تو درس بخوان مجتهد بشو با ادله ثابت بکن که جایز است. نمی خواهد ناراحت بشوی از آن بی بی بزرگوار.

بنده احتمال می دهم این که کتابهای این بزرگوار را بهش نرسیدند شاید حسد بوده است.

شاید حسد بوده در بین مردها که ما کتابی چاپ بکنیم که مشخص بشود ؟؟؟

 

درباره‌ admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*