خانه / زن و خانواده / سلسله نشستهای زن در اسلام آیت الله حائری شیرازی (جلسه سوم)

سلسله نشستهای زن در اسلام آیت الله حائری شیرازی (جلسه سوم)

 

 

سلسله نشستهای زن در اسلام

 

موضوع جلسه سوم

«معاشرالناس ان النساء نواقص الایمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول…»

آیت الله حائری شیرازی

22/10/93

مسجد امیر المؤمنین

(شهرک شهید محلاتی)

کانون فرهنگی بانو مجتهده امین

 

 

بسمه تعالی

در سومین نشست اساتید حوزه و دانشگاه در محضر آیت الله حائری شیرازی در تاریخ 22/10/93 در خصوص «خطبه 80 نهج البلاغه» در مسجد امیرالمؤمنین مطالبی را ایراد فرمودند.

موضوع «معاشرالناس ان النساء نواقص الایمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول…»[1].

بحث ما درباره انسان است. زنان انسانند، مردان هم انسانند.

خداوند درباره همه انسانها می گوید:

« إِنَّا عَرَضْنَا الأمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الإنْسَانُ »[2]

امانت را بر آسمانها و زمین و بر کوهها عرضه کردیم و ابا کردند که امانت را بپذیرند. و از امانت وحشت کردند. اما انسان ابا نکرد و وحشت هم نکرد. امانت را به عهده گرفت.

در جای دیگری می فرماید: « إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا »[3] یعنی انسان ظلوم و جهول است.

معانی خلیفه در قرآن:

آیا خلیفه از نوع « إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأرْضِ خَلِيفَةً ». به معنای اینکه قبلاً گروهی در زمین زندگی می کردند. و الان زمین خالی مانده. یعنی جای آنانکه قبلاً در زمین زندگی می کردند و فساد می کردند، می خواهیم موجودات جدید بنا کنیم.

و یا خلیفه از نوع خطاب موسی(ع) به برادرش هارون: « وَقَالَ مُوسَى لأخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ»[4] ای هارون جانشین من باش بر قوم من.

در آیه دیگر خلیفه به معنایی که به حضرت داوود گفت.

« يَا دَاوُدُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الأرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ »[5] داوود ما تو را خلیفه در زمین قرار دادیم. به رأی خودت حکم نکن. چون خلیفه ما هستی.

و یا در آیه ای خلیفه به معنای جانشین خدا در زمین که خداوند به فرشتگان فرمود: « وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمُونَ»[6]

من در زمین خلیفه قرار می دهم. و فرشتگان در جواب گفتند: می خواهید کسانی را قرار دهید که در زمین فساد و خونریزی می کنند؟

این برای همه انسانهاست. به همه انسانها می گوید. « يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ »

در مقابل این خونریزی ها و مفسدها ملائکه هستند که می گویند: « نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ »

شما به ظاهر این دو نگاه می کنید، مقایسه کنید. کدام را انتخاب می کنید. « يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ» یا «نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ »

حال این موضوع را، با «معاشرالناس ان النساء نواقص الایمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول…»[7] مقایسه کنیم با مقدمه ای که آوردیم. اگر به ظاهر آیه نگاه کنیم می توانیم بگوییم ملائکه برتر از انسانها هستند. زیرا ناقص الایمان و .. نیستند. و چرا باید به نواقص الایمان و ناقص العقل سجده کنند؟!

چرا با بودن این مردان که نواقص العقول نیستند، بعضی از مأموریتهای مهم را به زنها می دهند؟!(مانند تولید انسان و …)

اگر « إِنِّي أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمُونَ » جواب خدا به حرفهای ملائکه است، جواب مردانی هم که زن را ناقص العقول و ناقص الایمان می دانند این است که پس این (زن) چرا شریک انسان شد؟ چرا انسانها از اینها متولد شدند؟ مگر تمام مردان، فرزندان زنان نیستند؟ پس همه مردان فرزندان زنان نواقص الایمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول هستند. (من می خواهم با این تعبیرها عادت کنید.) مگر آیه نمی گوید«وَحَمَلَهَا الإنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا »

124000 پیامبر هم انسان هستند. اینها امانت را قبول کردند. پس با این « ظَلُومًا جَهُولا» چکار می کنند؟ هر چه در مورد این انسانها باشد، در مورد زنان هم هست.

آیه « إِنِّي أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمُونَ » گفت که من می دانم که شما فرشتگان جز تسبیح و تقدیس کار دیگر نمی کنید. و من می دانم در آنها (انسانها) خونریزی و فساد است. اما در عین حال می گویم« اسْجُدُوا لآدَمَ»[8] ملائکه به آدم سجده کنند.

اما اگر خدا می گوید ملائک به آدم سجده کنند. یعنی به حوا سجده نکنید؟!! اگر این سجده شأنی برای حضرت آدم می آورد و همه انسانها وارث این شأن هستند و این وراثت برایشان مسئولیت می آورد. حوّا هم که از آدم آفریده شده، این سجده بر آدم به او هم شده است. پس هر جا می گوید، یا بنی آدم (یعنی زنان و مردان. دختران آدم(بنات آدم) را هم شامل می شود.) الّا یک خصوصیت در بنی آدم باشد که در آدم نباشد. مثل عالم ذر که منظور پسران آدم هستند، چون نطفه در صلب آنها است. اما زنها هم ذریه هستند. وقتی گفتند:

« وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ»[9] ذریه زنها هم چون انسان بودند، همراه وجودش چون در عالم ذر آباء و اجداد نبودند، معلم و حکومتها نبودند. اقویا و ضعفا نبودند. انسان بود منهای قوت و ضعفش. یک میلیون قبل و یک میلیون بعد، منهای اینکه دیر یا زود به دنیا آمده است، انسان بما هو انسان بود.

« وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ»

دیگر نمی توانید این انکار را گردن پدر و مادر بیندازید. این خلاف وجدان تان است. وجدان می گوید: « قَالُوا بَلَى» وجدان به انسان می گوید خدا رب من است. وجدان قانع نمی شود که پدر کافر است او هم کافر شود. اما منافعش اقتضاء می کند بگوید بابایم درست می گوید. نمی خواهد دنبال حقیقت برود، اما یک نکته اینجا دارد، همین انسانی که می گوید وجداناً، می گوید بلی، همین انسان هم امانت را قبول کرد. و ظلوم و جهول بود. الان هم همینطور است. الان هم وجدان انسانها له له می زند برای حب ریاست. حال اگر جلو نفسش را بگیرد، که می شود کاری کرد.

والّا از درون انسان، که تشنگی ریاست طلبی است. ظلومی و جهولی الان هم هست. (کاندیدا شدن برای مجلس و چگونه برای یک رأی له له می زند، امانت است. قسم و آیه می آورد که من می توانم امانتدار باشم!!)

بعد از رحلت امام خمینی در مجلس خبرگان برای انتخاب رهبری ابتدا پیشنهاد دادند که رهبری به صورت شورایی اداره شود، ولی شورا رأی نیاورد. قرار شد رهبری به صورت فردی باشد و یک نفر انتخاب شود. همین رهبرتان (آیت الله خامنه ای) وقتی اسمشان را به عنوان کاندیدای رهبری در خبرگان خواندند، اعتراض کردند. اوقاتشان تلخ شد که چه بلایی می خواهد سر ما بیاید. (یعنی دنبال مقام نرفتند.)

خوب این ظلوما جهولا چطور شد؟ در برون نیست، درون انسان است. اما انسان می تواند، حب ریاست را که در درون انسان است، کنترل کند.

امام علی (ع): «ان النساء نواقص الایمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول … ».[10] ای مردم، ایمان زنان ناقص است. برخورداری زنان از سهم الارث ناقص است. عقول آنان ناقص است.

باید کنترل کنید. مانند حب ریاست است برای مردان که اگر کنترل نکنند، ظلوما جهولا. اگر زنها هم ولش کنند همین است، ناقصات العقول ناقصات الحظوظ …

اما اگر کنترل کنید در مسیر فاطمه زهرا، زینب کبری می شود.

شما در دعای ندبه درباره انبیاء می گویید: « اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلَى مَا جَرَى بِهِ قَضَاؤُکَ فِی أَوْلِیَائِکَ الَّذِینَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِکَ وَ دِینِکَ إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِیلَ مَا عِنْدَکَ مِنَ النَّعِیمِ الْمُقِیمِ الَّذِی لا زَوَالَ لَهُ وَ لا اضْمِحْلالَ بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَیْهِمُ الزُّهْدَ فِی دَرَجَاتِ هَذِهِ الدُّنْیَا الدَّنِیَّهِ وَ زُخْرُفِهَا وَ زِبْرِجِهَا فَشَرَطُوا لَکَ ذَلِکَ وَ عَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفَاءَ بِهِ فَقَبِلْتَهُمْ وَ قَرَّبْتَهُمْ وَ قَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّکْرَ الْعَلِیَّ وَ الثَّنَاءَ الْجَلِیَا وَ أَهْبَطْتَ عَلَیْهِمْ مَلائِکَتَکَ وَ کَرَّمْتَهُمْ بِوَحْیِکَ وَ رَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِکَ وَ جَعَلْتَهُمُ الذَّرِیعَهَ [الذَّرَائِعَ‏] إِلَیْکَ وَ الْوَسِیلَهَ إِلَى رِضْوَانِکَ»[11]

آنها (انبیاء) جلو حب ریاستشان را گرفتند اینطور شد. خدا با آنها شرط کرد.

زنان هم همینطور، وقتی بخواهند بهشان مقامات بدهند شرط می کنند که جلو احساساتشون را بگیرند. اگر با این وضعیتی که هست به اندازه مردان نمره بگیرند، اجرشان دوبرابر می شود. چرا؟ چون در شرایط سخت تر نمره معادل آوردند.

مانند آسیه زن فرعون، چون در شرایط سختی است. مردان نمونه نمی شوند. وقتی خداوند بخواهد در عالم زن مؤمنه را معرفی کند، دست زن فرعون را بالا می گیرد. منظور زن نیست بلکه می خواهد انسان نمونه را معرفی کند، به عنوان انسان مؤمن نه زن مؤمن آسیه را معرفی می کند.

« وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا لِلَّذِينَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ »[12]

چرا از مردان الگو معرفی نکرد، آیا مردان باید اعتراض کنند که چرا زن فرعون را معرفی کردی؟ چرا از انبیاء معرفی نکردی؟ چون خداوند نخواست از انسانهای ویژه و انبیاء الگو معرفی کند. چون مردم می گفتند آنها شرایطشان با ما انسانهای عادی فرق می کند. «کار نیکان را قیاس از خود نگیر» چون می گفتند شرایطشان با ما فرق می کند. اما این زن فرعون (آسیه) از نوع خود انسانهاست. چرا این زن ؟ چون هیچ مردی در شرایط این زن نیست.

در میان اینها اگر زن به وظایف خود عمل کرد. ارج و مقامش را از مردی که در شرایط مشابه است بیشتر می شود. چرا جهول بودن را به ملائکه نداد؟ چون ملائکه جهول نیستند. جهلی ندارند. که با آن مبارزه کنند. اما چون انسان جهل دارد و با آن مبارزه می کند، ترقی می کند و از ملائکه جلو می افتد. حالا اگر زنی هم با ناقصات العقولی … مبارزه کند از مردان هم جلو می افتد.

سؤالات امتحان مهم نیست. نمره امتحان مهم است. اگر سؤال کسی مشکل تر است، نمره اش هم بالاتر است.

فاطمه زهرا یک زن است. اما ائمه می گویند: « نحن حجج الله علی الخلق و جدتنا فاطمة حجة الله علینا» ما حجت خدا بر مردم هستیم و مادرمان فاطمه زهرا حجت خدا بر ما.

در دعایی که حکم کیمیا دارد. از حضرت کیمیا خواستند حضرت فرمود کیمیا به درد تو نمی خورد. این از کیمیا بالاتر است. و دعایی یادش داد.

« بسم الله الرحمن الرحیم. یا اللهُ یا محمدُ یا علیُ یا فاطمة یا صاحب الزمان ِ، ادرکنی و لاتهلکنی»

چرا خطاب به چهار تاست؟ زیرا آنها (بقیه ائمه) هم از طریق آخرین (امام عصر) کاری می کنند، اسم امام حسن و امام حسین نیست، اسم فاطمه زهرا(س) است. نام صاحب الزمان به خاطر عصر اوست. یعنی در پنج تن هم فاطمه(س) از حسن(ع) و حسین(ع) جلوست. به خاطر همین «لیبلوکم فی ما اتاکم» و بر همین مبنا مقام و منزلتش از انبیاء بالاتر است. مقام و منزلت فاطمه زهرا خیلی بالاست، فاطمه زهرا جزء انبیاء نیست. اما منزلتش از انبیاء بالاتر است. حضرت عباس هم جزء انبیاء نیست. اما مقامش بالاتر است. سلمان فارسی هم از بسیاری از انبیاء جلوتر است.

(ای انسانها) به صلاحتان نبود. نه اینکه مضایقه کردیم بلکه نفع شما را در نظر گرفتیم. نگاه به مجموعه شرایط کردیم. این را را دادیم آنرا ندادیم. اگر می دادیم برایتان بد بود.

دیه همه انگشتان دست یکی است. اینطور نیست که دیه شست با بقیه فرق داشته باشد. چرا؟ چون هر کدام یک کاری می کنند. گرچه بزرگ و کوچک، قوی و ضعیف است. اما گاهی انگشت ضعیف کاری می تواند بکند، که انگشت دیگر نمی تواند بکند. فضیلت مردان بر زنان چیست؟ خیلی دلواپس و نگران فضل نباشید.

خداوند یهودیان را در قرآن بر تمام عالم فضیلت داد. « وَلَقَدِ اخْتَرْنَاهُمْ عَلَى عِلْمٍ عَلَى الْعَالَمِينَ»[13] (نه اینکه حواسمان نبود. بلکه آگاهانه این کار را کردیم.)

یک دوره ای بنی اسرائیل امت مرحومه بودند. 90% پیامبران از اینها بودند. ویژگی هایی داشتند که تناسب داشت با آن گزینش. اما بسیار حسود بودند. اگر حسد پیش می آمد دیگر هیچ. اگر به یوسف از طرف پدر محبت می شد پیامبرزاده ها حسد می بردند و کلافه می شدند. بنی اسرائیل بیشتر دنبال حسد افتادند. بعد هم ضربه ای از اسلام خوردند. که هیچ مسیحی و مشرکی این ضربه را نخوردند. نتیجه اش هم چوب و ضربه ای بود که از اسلام خوردند، که هیچ ضربه ای به اندازه ای که به بنی اسرائیل وارد شد. نبرد طایفه ای که750 مرد داشتند که مال و خانه هایشان تقسیم شود. تملک شود. مردانشان هم اعدام شود.

الان هم حسادت به پیامبر اسلام می کنند که چرا یک پیامبر بنی اسرائیلی پیامبر آخرالزمان نشد؟

پاداش و مجازات تابع عمل انسان است. هرچه امتیازات بیشتر باشد، مجازات هم سخت تر است. همانطور که جایزه هم بیشتر است. چون فوق العاده بودند. عقوبتشان هم فوق العاده بود. چون عمیق و دقیق بودند. چوب عمیق و دقیقی خوردند. چون ریشه دار بودند، چوب ریشه دار خوردند. چون وزین بودند، چوب وزین خوردند.

آیا نمی بینید تفاوت زن آزاده و زن کنیز را « فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ»[14]

زن کنیز زناکار 50 شلاق می خورد و زن آزاده زناکار 100 شلاق می خورد. چون ندادند نمی خواهند.

انسان چون از ملک بالاتر است، مجازاتی می شود که ملائکه نمی شوند. بهشت و اجری هم می دهند که به ملائکه نمی دهند.

شأن فاطمه زهرا خیلی بالاست. «إن الله یرضی لرضی فاطمة، ویغضب لغضبها» چرا نمی گوید لرضی علی، گرچه آن در علی هم هست. اما یک رضا و غضبی در فاطمه زهرا (س) است که سر مستودع فیها است. این است بعد از غصب خلافت، امت مغضوب خدا واقع شده تا اینکه غضب فاطمه برگردد. هر وقت فاطمه از آنها راضی شد غضب خدا بر می گردد و خدا هم از امت راضی می شود. و آن زمانی که هر وقت قبر فاطمه زهرا آشکار شد، این امت از مغضوب شدن در می آید. آن روزی که قبر ایشان آشکار شود. ببینید الان قبر پیامبر آشکار است، مشکل را حل نمی کند. الان قبر علی آشکار است، مشکل را حل نمی کند. الان قبرحسین بن علی آشکار است، مشکل را حل نمی کند. مشکل فاطمه است.

پس آیه« وَحَمَلَهَا الإنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولا » را دیدید. این مطالب را عطف به همان کن و خودت را راحت کن. این تعبیرها اخطار است. مواظب باش تا از این راه ذهنت لطمه نخورد. به انسان هم می گوید تو از راه ظلوما جهولا لطمه می خوری. کما اینکه از همین راه نفس اماره اگر مبارزه کنی به ترقی هم می رسی. حالا به من بگویید آیا ملائکه بر انسان فضل دارند که ظلوم و جهول نیستند؟ در مورد زنان هم همینطور است. اینکه مردان بگویند الحمد لله که ما ناقصات العقول نیستیم….بگویید بله. اما ظلوم و جهول که هستید. تازه کدامش بدتر است. ناقص بودن بدتر است یا اینکه هیچ ندارند. به او می گوید ناقص کم دارد به او می گویید که هیچ ندارد. اما به مرد می گوید تو هیچ نداری. جهول یعنی چه؟ اینها اخطار است.

چطور زنان پیامبر به اندازه بقیه کار کنند. اجرشان بیشتر است. و اگر خلافی بکنند، مجازاتشان هم سخت تر . چون آبروی پیامبر در آن است.

« يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا »[15]

اگر انسان با این شرایط نمره معادل مردان بیاورد، درجه اش بالاست.

مطلب حضرت علی (در این خطبه) ناظر به زنانی است که خودشان را کنترل نکردند. حضرت می خواست رعایت پیامبر را کند نمی خواهد اسمش را بیاورد به طور کلی اسم همه زنها را می آورد. اما منظورش کسی است که جلوی ناقصات العقول … را نگرفت. خودش را کنترل نکرد… اگر کسی جلو خودش را بگیرد، شأن فوق العاده ای دارد. کما اینکه ظلوم و جهول بودن در همه انسانهاست. نمونه آن مقام معظم رهبری در خبرگان (جلسه انتخاب رهبری) عصبانی بود. بی اجازه آمد پشت تریبون. سرخ شده بود. شورای نگهبان به ایشان اعتراض کرد… در نامه ای که به ایشان نوشتم در سال 88 گفتم شما ریاست را نخواستید، ریاست شما را خواست. شما عمارت را طلب نکردید عمارت شما را طلب کرد. شما طلب نکردید. وعده خدا حق است. خدا به شما کمک خواهد کرد. در این جریانات مختلف هم خدا به رهبری کمک خواهد کرد.

به هر جهت مرد را به آنچه به او دادند می آزمایند و زن را هم در آنچه به او دادند می آزمایند. « ليبلوكم فيما آتاكم»

« وَلا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا»[16]

« الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ»[17]

این فضل، فضل رحمانی است، فضل رحیمی نیست. ملاک در درجه بندی و موقعیت الهی و مرتبه الهی فضل رحیمی است نه فضل رحمانی. انسان باید با فضل رحمانیّ خودش فضل رحیمی کسب کند. اگر به مردی فضل رحمانی بیشتر دادند. اما کمتر با آن کار کرد و به زنی فضل رحمانی کمتر دادند، اما با آن بیشتر کار کرد. در قیامت درجه و مقام زن قابل مقایسه با مرد نیست. چرا؟ چون مهم رحیمی است.

اگر رحمانی قیمت داشت، خداوند قدرت و عمری را که به ابلیس داد به کدام پیامبر داد؟ اگر اولیاءلله طی الارض می کنند، او (شیطان) خیلی زودتر طی الارض می کند. ابلیس از درون انسانها عبور می کند. اینها امانت است.

باید تجدید نظر کنیم در معنای «بسم الله الرحمن الرحیم». بخشندگی به معنای بخشش بدون مسئولیت نیست. خودمان را خوشحال می کنیم. با معنای رحمان به عنوان بخشنده مثل اینکه هدیه به کسی می دهیم نمی گوییم چه کار کردی؟ اما این نعمت ها هدیه نیست، امانت است.

فضل الله رحمانی است نه رحیمی. بالاخره در خانواده باید یکی این مسئولیت را قبول کند. « اِذا خَرَجَ ثَلاثَةٌ فِی سَفَرٍ فَلْیُؤَمِّرُوا اَحَدَهُمْ »

یعنی این، امانت رحمانی است که اگر از آن رحیمی به دست آورند، ارزش دارد. والا رحیمی در مقابل است. رحیمی نعمت است. « صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ» اگر رحیمی به دست آورد «غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلا الضَّالِّينَ » دچار نمی شوند.

« الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ » تا زمانی که نفقه می دهد، اولویت دارد و اگر در نفقه کوتاهی کردند اطاعت هم ندارند.

«والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

[1] نهج البلاغه خطبه80. ای مردم، ایمان زنان ناقص است. برخورداری زنان از سهم الارث ناقص است. عقول آنان ناقص است.

[2] احزاب 72،ما امان‏نامه‏اي (تعهد، تكليف، و ولايت الهيه) را بر آسمان، و زمين و كوهي عرضه داشتيم، آنها)! از حمل آن سرآمد برتافتند، و از آن هراسيدند; اما) انسان آن را بر دوش كشيد;

[3] احزاب 72، او بسيار ظالم و جاهل بود، (ؿون قدر اين مقام عظيم را نشناخت و به خود ستمشان كرد)!

[4] اعراف 142،و موسي به برادرش هارون «جانشين من در مي‏گفت: قومم باش. و (آنؿنان را اصلاح كن! و از روش مفسدان، پيري) منما!»

[5] ص 26، اي داوود! ما تو را خليفه و (نماينده خود) در زمين قرار داديم; پس در مي‏گفت: مردم بحق داوري كن، و از هواي نفس پيري) مكن كه تو را از راه خدا منحرف سازد؟!»

[6] بقره 30، (به خاطر بيشتر،) هنگامي را كه پروردگارت به فرشتگان، گفت: «من در روي زمينه جانها (نماينده‏اي) قرار خواهم داد.» فرشتگان، گفتند:) «پروردگارا! »آيا كسي را در آن قرار مي‏داشتيد، كه فساد و خون، كند؟! (زيرا موجودات زمين‏لرزه- ديگر، كه قبل از اين آدم وجود داشتند نيز، به فساد و خون، آلوده شدند. اگر هدف از آفرينش اين انسان‌هاست) عبادت است؟ ما تسبيح و حمد تو را بجا مينويسند، و تو را تقديس مي‏كشيد پروردگار فرمود: «من حقايقي را مي‏خوردند; كه شما نمي‏دانيد.

[7] نهج البلاغه خطبه80. ای مردم، ایمان زنان ناقص است. برخورداری زنان از سهم الارث ناقص است. عقول آنان ناقص است.

[8] اعراف 11.

[9] اعراف 172، و (به خاطر بيشتر،) زماني را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها)! را برگرفت; و آنها)! را گواه بر خويشتن ساخت؟! (و فرمود:) «آيا من پروردگار شما نيستند!)» گفتند:) «آري، گواهي مي‏دانستند (ؿنين كرد مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اينجا) غافل بوديم; (و از پيمانش فطري توحيد بيامرزد; مانديم)»!

[10] نهج البلاغه خطبه80.

[11] قسمتی از دعای ندبه، ستایش خاص خدا،پروردگار جهانیان است،و درود و سلام خدا،سلامى کامل،بر سرور ما محمد،پیامبرش و اهل بیت او،خدایا تو را ستایش،بر آنچه به آن‏جارى شد قضاى تو درباره اولیایت،آنان‏که تنها براى خود دینت برگزیدى،آنگاه که‏ براى ایشان اختیار کردى،فراوانى نعمت پابرجایى که نزد توست،نعمتى که تباهى و نابودى ندارد،پس از آنکه بى‏میل بودن نسبت به رتبه‏هاى این دنیاى فرومایه،و زیب و زیورش را با آنان شرط نمودى،آنان هم‏ آن شرط را از تو پذیرفتند،و تو هم وفا نمودنی

به آن را از جانب آنان دانستى،پس قبولشان کردى،و مقرّب درگاهشان نمودى،و براى آنان یاد والا،و ثناى روشن پیش آوردى،و فرشتگانت را بر آنها فرو فرستادى،و به وحى‏ات اکرامشان فرمودى،و به دانشت به آنان عطا کردى،و ایشان‏ را دست آویز به سویت و وسیله به جانب خشنودى‏ات قرار دادى.

[12] تحریم 11، و خداوند براي مؤمنان، به همسرانش فرعون مثل زده است؛) در آن هنگام كه گفت: «پروردگارا! خانه‏اي براي من نزد خودت در بهشتند، بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگرند، رهايي بخش!»

[13] دخان 32، ما آنها)! را با علم (خويش) بر جهانيان برگزيديم و برتري داديم.

[14] نساء 25.

[15] احزاب 30، اي همسران پيامبرهر كدام از شما گناه آشكار و فاحشي مرتكب شود، عذاب او دوؿندان خواهد بود و اين براي خدا آسان است.

[16] نساء 32، برتري‏جويي را كه خداوند براي بعضي از شما بر بعضي ديگر قرار داده آرزو نكنيد! (اين تفاوتهاي طبيعي و حقوقي، براي حفظ نظام زندگي) شما، و بر طبق عدالت است. ولي با اين حال،) مردان نصيبي از آن‌كه‏ذليل به دست ميشود، دارند، و زنان) نيز نصيبي; (و نبايد حقوق هيچ وجه پايمال گردد). و از فضل (و رحمت) و بركت) خدا، براي رفع تنگناها طلب كنيد! و خداوند به هر چيز داناست.

[17] نساء 34، مردان، سرپرستتان و نگهبانان زنان‏منافق بخاطر برتري‏جويي كه خداوند (از نظر نظام اجتماع) براي بعضي نسبت به بعضي ديگر قرار داده است.

درباره‌ admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*